ساعت فراموشی
slm فردای روزی که بهش s دادم خونهی بابا بزرگ بودم که s داد بیا بریم باغ بلکه با دایی اینا با این که حالم خوب نبود ولی رفتم وقتی رفتم اونجا تنها کاری که میکرد این بود که سر به سرم میگذاشت دهن پر کن بهش میداد تا بعد..... by...
نظرات شما عزیزان:
البته نه خودمون تنها
من هم که حالم خوب نبود چیزی نمی گفتم
اما دختر داییم جواب های
.....